من و نکاتی که از شکست‌هایم آموختم!

کسی در زندگی موفق میشه که بتونه از شکست‌هاش درس بگیره, توی زندگیم مخصوصا این چند سالی که وارد بازار کار شدم شکست‌های زیادی داشتم. از ایده ساختن سفینه فضایی توی بچگیم که با مسخره شدن توسط بقیه هم‌سن‌ها و همکلاسی‌هام همراه بود گرفته تا یه سرویس املاک آنلاین و مجله ایران شهر که با مخالفت همراه شد!
اما تمامی این شکست‌ها برای من تجربه شدن و باعث شدن امروز راهم رو بهتر از هر موقع دیگه‌ای بشناسم و بتونم خوب رو از بد تشخیص بدم و پیشرفتی پایدار رو برای خودم و کسب و کارم تضمین کنم!
امروز می‌خوام توی این مقاله درس‌هایی که از شکست‌هام گرفتم رو با شما به اشتراک بزارم و البته این درس‌ها رو در قالب همون پروژه‌های شکست خورده توضیح میدم.
پرحرفی بسه, بریم سر اصل مطلب...

شناخت توانایی‌های فردی و گروهی

یکی از مواردی که همیشه باید بهش دقت کنیم, توانایی‌های فردی و گروهی‌ست. باید خود و گروهمون رو به خوبی بشناسیم. اما چرا؟
سال دوم هنرستان به عنوان کارآموز وارد شرکت یکی از اساتید هنرستانمون شدم و شروع کردم به یادگیری برنامه نویسی و تا سه سال بعدش توی همون شرکت بودم. تقریبا بعد از یک‌سال کارآموزی, توی اولین پروژه حرفه‌ای خودم شروع به کار کردم! (اولین پروژه‌ای که اجازه داشتم براش کد بزنم) و مثل هر برنامه نویس دیگه‌ای بعد از تموم شدن پروژه احساس کردم دنیس ریچی هستم :)))) Dennis Ritchie
و تصمیم گرفتم یه زبان برنامه نویسی بسازم :/// و بیخیال دیگه :)) , همون روز‌های اول متوجه شدم در حدش نیستم!!! اما چیزی که وقت زیادی ازم گرفت و باعث شد خیلی رشد نکنم (البته از نظر علمی خیلی رشد کردم اما از نظر موقعیت شغلی نه!) توهم: «شاید دنیست ریچی نباشم ولی حتما لینوس توروالدز هستم :// » بود. linus torvalds
و نتیجه این شد که زمان خیلی زیادی رو صرف نوشتن یه سیستم‌عامل ایرانی کردم و باز فهمیدم در حدش نیستم و خب تصمیم گرفتم یه تیم تشکیل بدم و متاسفانه تیممون هم در حدش نبود!!!

نتیجه: برای انجام هرکاری اول باید به خودمون و تیممون نگاه کنیم و ببینیم در حدش هستیم یا نه!!!

مراقب رقبای ارزان و بی‌کیفیت باشیم!

سال سوم دبیرستان کمی به طراحی وب علاقه‌مند شدم همین باعث شد سال اول دانشگاه با چند تا از دوستان یه تیم طراحی وب تشکیل بدیم و پایه پروژه‌هامون رو هم cms جوملا قرار داده بودیم! و کم کم کارمون داشت پا می‌گرفت که توی بازار تب خرید و فروش قالب‌های نال و فارسی شده مثل همون‌هایی که توی سایت‌های کذایی مثل جومینا (فکر کنم اون زمان تازه جومینا تاسیس شده بود) به فروش می‌رسید, شکل گرفت و همه میخواستن از قالب‌های آماده‌ای که نهایت قیمتشون ۲۰ تا ۴۰ هزارتومان بود استفاده کنن و خب ما که قالب‌ها و امکانات سایت رو از صفر می‌نوشتیم توان رقابت نداشتیم و شکست خوردیم!
همیشه می‌گفتیم کار خوب می‌کنیم و پول خوب می‌گیریم, اما خب این جمله برای ما درآمد نشد. و همون رقبایی که مسخرشون می‌کردیم زمینمون زدن!!!

نتیجه: هیچ وقت هیچ رقیبی رو دست‌کم نگیرید, مخصوصا اونایی که بازار رو خراب می‌کنن! hendone
بدو بدو, قالب دارم قالبببب, قالب به قیمت هندونههههه

صبر داشته باشید!

قبل از اینکه اپلیکیشنی به اسم دیوار بیاد, سایتی بود به اسم ایستگاه که درآمد بسیار بالایی از راه تبلیغات داشت. یه پروژه راه انداختم به اسم دکه آگهی با یه تیم چهار نفره, توی این پروژه تمام تبلیغات رایگان بود و بر اساس شهر تفکیک می‌شدن و درآمدش فقط از روی تبلیغات طلایی بود :)
یه سیستم پیشرفته برای تبلیغات رایگان که می‌تونست درآمد بسیار بالایی برای ما داشته باشه اما بیشتر از ۶ ماه نتونست سرپا بمونه چون نه تیم و نه من صبر نداشتیم و خیلی زود قیدش رو زدیم و خب چند وقت بعد دیوار و بعدش شیپور اومدن سرکار و نشون دادن گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی :))
نتیجه: یک شبه میلیاردر نمی‌شید, هرچقدر هم که ایده خوبی داشته باشید یک شبه تعداد کاربراتون میلیونی نمیشه و باید صبر داشته باشید..
Patience
بجای بیل‌گیتس توی عکس بخونید گشتاسب :))

به حرف هر خری گوش نکنید!

فکر کنم زمستان ۱۳۹۳ بود که به کلاس‌های lpic مدیریت صنعتی می‌رفتم اون زمان یه تیم تشکیل داده بودم برای ساختن یه سرویس آنلاین برای املاکی‌ها و با گرفتن یه کارمزد حداقلی کسب درآمد می‌کردیم! پروژه کامل شده بود و از اونجایی که من به مشورت کردن با دیگران بسیار علاقه و اعتقاد دارم. بحث این پروژه رو سر کلاس و پیش چندتا از استادای اونجا مطرح کردم و همشون گفتن وقت و سرمایه خودت رو داری نابود می‌کنی :// تا وقتی اپلیکیشنی مثل دیوار هست و میشه رایگان خونه پیدا کرد کی میاد از اپ تو استفاده کنه؟؟؟
ولی خب در اوج ناباوری الان خیلی‌ها از ihome و خیلی از پلتفرم‌های دیگه دارن استفاده می‌کنن!
نتیجه: با هر خری مشورت نکنید, هرکی گفت مشاور یا منتور هست
دلیل نمیشه حرف درستی هم بزه! این سرویس ما هم قبل از لانچ شدن کنسل شد, چون همه احمق‌ها می‌گفتن بدرد نمی‌خوره ://
advice

پایان

این بخش اول از مجموعه شکست‌هام بود تعداد ایده‌های شکست خوردم انقدر زیاد هست که نگو و نپرس :) از پروژه‌های موفقم که بگذریم در هر شکستی یک پیروزی نهفته‌ست و اگر بتونیم اون شکست رو به خوبی تحلیل کنیم نه یک پیروزی که چندین و چند پیروزی نصیبمون میشه!
در آخر از شکست‌هاتون درس بگیرید, ناامید نشید و قدرت‌مندتر از همیشه ادامه بدید!



نویسنده: گشتاسب مظفریان | تاریخ: ۱۷ تیر ۱۳۹۷